پرونده عشق من و محسن به کل بسته شد!
بعد از اون روز فرداش محسن برگشت ولی هیچوقت اون آدم قبل نشد
یه محسن با جسم سرد کسی که به تظاهر با من بود ولی تو یه دنیای دیگه سیر میکرد
روزا با حال خراب تا شب منتظرش میموندم که بیاد و بی حوصله باهام چت میکرد و به بهونه های مختلف ازم خدافظی میکرد که زود بخوابه
منم از بس دلم گرفته بود بیرون میرفتم و واسه خودم تنهایی قدم میزدم حتی ازم نمیپرسید چرا بیرونی چرا تنهایی چرا دلت گرفته
از اینا بگذریم...
اینقدر جسم و روحم خستس که نمیدونم حتی چی دارم مینویسم
یه شب بهش گفتم دیگه اون محسن نیستی و اونم گفت یادته یه روز بهت گفتم پشیمون میشی دیدی اون روز رسید
گفتم زندگی که میدون جنگ نیست که هر دعوایی رو کینه کنی بچسبونی به قلبت من برت گردوندم که همه چیزو درست کنیم
گفت من که میخواستم برم خودت نذاشتی
عشق من محسن تمام خاطراتش تمام خوبی و بدیاش قشنگی صداش همه یه باره با این حرفش تو دلم چال شد
پرونده محسن توی قلب و ذهن من بسته شد!
گفتم دیگه جلوتو نمیگیرم اونم گفت چرا دارم وقتمو واسه تو تلف میکنم شب خوش
از اون روز 9 روزه که میگذره و واقعا محسن رفت
یه خلا بزرگ تو دلم هست که با وجود هیچ پسری پر نمیشه جز خودش
ولی اینه سرنوشت...
این وبلاگ اسم و رسم و نوشته هاش اصلا پاک نمیشه
ولی از این به بعد میشه خاطرات مجازی منو خودم!
دیگه عشقی درکار نیست...
دیگه محسنی نیست
شادی قراره تنهایی راهشو ادامه بده
توی این چند روز هیچکس از خونواده و دوستام نفهمیدن که منو محسن تموم کردیم
چون دوس ندارم به نصیحتای کسی گوش بدم
مشکل خودمه خودمم حلش میکنم
لطفا تو نظراتتون راجب زندگیم نظر ندید چون اعصابم خورد تر از اونیه که بخوام با مراعات جواب بدم!
به سلامتی تنهاییم که بازم بهش خیانت کردم ولی بدون بازخواست برگشت پیشم
دیگه تو سیانور زیاد پست نمیذارم کانال جدیدم اینه
jodaaii@
لطفا نمک نپاشید دوباره میگم راجب محسن یا اشتباهات من یا هرچیز دیگه ای لطفا نظر نذارید
دیگه اون شادی نیستم!
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه