توی اینترنت دنبال کسب و کاری خوب میگشتم
اول از همه ی شغل خیلی بامزه توجهمو به خودش جلب کرد...
پرورش قارچ...
با خودم گفتم پرورش قارچ؟؟ پرورش قارچ؟؟؟؟
خیلی حس خوبی بود اینک ب اسم ی شغل واکنش نشون دادم...
ولی بازم ب یکی قانع نبودم یه لیست ده تایی از شغلای پر درآمدو نوشتم و ب محسن زنگ زدم
اونم از پرورش قارچ خوشش اومد و استقبال کرد
وقتی ک دیدم محسنم باهاش موافقه پس رفتم دنبال کاراش...
نزدیک یک هفته تحقیق سفت و سخت از ریز و درشت این کار
محسنم توی محل خودشون رفت و دوره سه روزشو ثبت نام کرد ک بعد از اون مدرکم بهش میدن
شانس خوبی ک داشتیم محسن زمینشو برای زدن گلخونه داره و ما فقط ی وام 50 میلیونی لازم داشتیم تا بتونیم گلخونه رو بزنیم و چنتا دستگاه مورد نیاز سالن مثل قفسه بندی ها و کولر و مه پاش و سم پاش و... رو فراهم کنیم
خودمم رفتم و دنبال کارای فنی حرفه ایش بودم ک مدرک بین المللیشو بگیرم و دوره سه ماهشو طی کنم...
از اونجایی ک محسن ترمش تا یک هفته دیگ تموم میشه و لیسانسشو میگیره با مشکل بزرگی ب اسم سربازی روبروییم ک حتما حتما حتما باید قبل از سربازی سالنو راه انداخته باشیم
خیییییلی کار هنوز مونده خیلی زیادددددد
کلاسای محسن از دو هفته دیگ شروع میشه و کلاسای فنی و حرفه ای من از 22 همین ماه
سرنوشت بزرگی پیش رومونه و ما ثابت میکنیم ک آینده ای قشنگ تر از کارگری توی ی مغازه رو خواهیم داشت
بدتر از همه مشکل امتحانا پایان ترمه ک داریم باهاش دست و پنجه نرم میکنیم
همه چیز خیلی توهمه ولی عقب کشیدنی در کار نیست
وقتی منو محسن تا آخر امسال مدرک پرورش قارچمونو بگیریم مطمئنا همه چیز خیلی جدی تر از چیزی ک هست بنظر میاد
مطمئنم!
»«»«»«»«»«»«»«»«
97/10/10
برچسب:
نویسنده: نگار دادخواه