خرید بک لینک
سلام بچه ها

ببخشید که اینقدر بد قولی میکنم و بازم دوسم دارید

شما بهترین دوستای منید

محسن به کل تموم شد

واسه همین دیگه دلم نمیخواست واسه یه مدت به این وبلاگ سر بزنم

بعد از کلی جریان و اینکه دستمو زخمی کردم واسش و به خاطر من برگشت بعد از یه مدت رفت

دقیقا 8 تیر

الان یک ماه و چند روزی هست که رفته

البته خودش خواست که بره و علنا بهم گفت منم دیگه نتونستم جلوشو بگیرم

الان اوضاعم خیلی فرق کرده صندوقدار یه فست فودم

کلا دو شعبه داره و از کل فکر کنم سی چهل نفر پرسنل من تک دختر دو شعبم

یعنی بقیه همکارا پسرن

محسن وقتی باهام بهم زد که سرکار بودم و اون شب مثل چی گریه میکردم که صاحبکارمم فهمید و دلداریم میداد

اون شب وقتی رسیدم خونه قبل از خواب فقط از خدا خواستم صبرشو بهم بده

دیگه نخواستم که محسن برگرده

صبح که بیدار شدم یه چیزی شبیه به معجزه

نمیدونم چی...

ولی نه دیگه پروفایل محسنو چک کردم، نه عکساشو نگاه کردم، نه پی اماشو خوندم

از اون روز حتی یه قطره اشک براش نریختم حتی یه لحظه واسه نبودش ناراحت نبودم

لاشی نشدم ولی آزاد شدم کامل تیپمو تغییر دادم

مدل آرایشمو طرز برخوردمو

دیگه اون دختر سر به زیر خونگی نبودم که سرکار به همکاراش سلامم نمیکنه به خاطر اینکه محسن ناراحت نشه

با یکی از همکارامم یه مدت چت میکردم خیلی خوشگل بود اسمش مسعوده

ولی دیدم داره جدی میشه واقعا میلم نکشید چون هنوز یک ماه نشده بود که با محسن تموم کرده بودم

نه به خاطر وفاداریم به محسن

به خاطر اینکه ضربه ای که خوردم اشتیاقم نسبت به دوستی با پسر از بین برده بود

به مسعود گفتم دوس دارم تنها باشم و اونم قبول کرد

مسعود یه پسر بور و چشم آبی و خیلی خوشگل بود لامصب :)))

البته بماند صندوقدار اون یکی شعبس و زیاد نمیبینمش اما با اینکه باهم نیستیم شبا که زنگ میزنم براش مشتری بفرستم پشت خط قربون صدقم میره :))

بی شوخی هیچ حسی بهش ندارم البته به محسنم دیگه حسی ندارم

چهرش یادم رفته اصلا

بعضی وقتا با خودم میگم چقدر خر بودم که با محسن اینهمه موندم

لامصب کافه من شعبه خودمونم خیلی نازه البته چشم و ابرو مشکیه ولی جذابه

اون دوس دختر داره ولی بعضی شبا بهم پی ام میده میگه منو میخواد بعد یاد دوس دختر خودش میفته میگه عذاب وجدان گرفتم و خدافظی میکنه :)))

اگه واقعا دوس دختر نداشت تورش میکردم چون خیلی با نمکه

تو شعبه ما نزدیک 16 تا پسر هستن که هرکدومو لب تر کنم جونشو واسم میده :)))

از شانس گوه منه که محمود دوس دختر داره

یکم به نظر میاد لاشی شده باشم ولی اینطوری سرگرم شدم تا محسنو یادم رفت

بعد از محسن هیچ پسری دستش بهم نمیرسه...

جمعه هفته پیش کنکور کارشناسیمم دادم و باز دانشگاه بهارستان زدم

شاید واسه انتقام از محسن برگردم :)

از این به بعد از روز مرگیای خودم میگم لطفا ترکم نکنید

عاشقتونم

برچسب: نویسنده: نگار دادخواه تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 22:05

صفحه بندی