دفتر خاطرات مجازی منو عشقم

متن مرتبط با «قرار» در سایت دفتر خاطرات مجازی منو عشقم نوشته شده است

قرار لعنتی

  • نیلوبلاگ

    سلاممممم وای بچه ها نمیدونید چی شددددددددد واسه دیروز با محمود وسط راه قرار گذاشته بودم قرار بود تو یه کوچه ها منتظرم باشه ساعت 5:30 یه دلشوره ای از صبحش گرفته بودم اصلا نمیفهمیدم باید چیکار کنم چیکار نکنم... خداروشکر خونوادم کلا رفته بودن خونه خالم من تنها بودم وگرنه مامانم میفهمید آشوبم! رفتم یه دوش گرفتم موهامو صاف کردم لباسامو اتو کشیدم و ساعت 5:15 از خونه زدم بیرون داشتم از استرس میمردم... آخ...

    ادامه مطلب
  • یه قرار دیگه

  • نیلوبلاگ

    سلام سلاممممممممم یه روز دیگه و کلی ماجرااااا بعد از اون روزی که محمود منو بوسید دیگه نتونستم مثل قبل نگاش کنم اونم همینطور دیگه سرکار وقتی مشغول حرف بودیم فقط خیره نمیموند به چشمام یهو نگاهش میفتاد رو لبام و باعث میشد بازم یاد اون اتفاق لعنتی بیفتم! تا تا سه شب پیداش نبود و منم که خدای غرور اصلا بهش پی ام ندادم دو روز پیشم بابا بزرگم تو خونه تنها بوده قندش رفته رو 600 و وقتی داشتم با عرفان برمیگ...

    ادامه مطلب