
سلام سلاممممممممم یه روز دیگه و کلی ماجرااااا بعد از اون روزی که محمود منو بوسید دیگه نتونستم مثل قبل نگاش کنم اونم همینطور دیگه سرکار وقتی مشغول حرف بودیم فقط خیره نمیموند به چشمام یهو نگاهش میفتاد رو لبام و باعث میشد بازم یاد اون اتفاق لعنتی بیفتم! تا تا سه شب پیداش نبود و منم که خدای غرور اصلا بهش پی ام ندادم دو روز پیشم بابا بزرگم تو خونه تنها بوده قندش رفته رو 600 و وقتی داشتم با عرفان برمیگ...
ادامه مطلب