دفتر خاطرات مجازی منو عشقم

متن مرتبط با «حماقت» در سایت دفتر خاطرات مجازی منو عشقم نوشته شده است

حماقت

  • نیلوبلاگ

    سلاممممممممم وای بچه ها به خدا دیگه خجالت میکشم اینبارو تعریف کنم :))) اینبار واسه قرار با محمود هیچ کار خاصی نکردم تیپ معمولی زدم همون عطر تلخ همیشگی و موهای کج تو صورتم با آرایش ملیح قرارمون دم یه بانک بود وقتی که رسیدم گفت هنوز داره ناهار میخوره و یه آدرس داد گفت تو تا بیای منم ناهارمو خوردم به سه دیقه هم نکشید رسیدم به اون آدرس گفتم خب من که رسیدم! گفت من دیگه حرفی ندارم :| گفتم من پایین منت...

    ادامه مطلب